سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
ارشتیش
صفحه اصلی پیام‌رسان پارسی بلاگ پست الکترونیک درباره اوقات شرعی
1 2 3 4 5 >> >

5/11/90
10:18 ص

تفکیک جنسیتی دانشگاه­ها آری یا نه؟


سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که اصولا چرا می بایست این تفکیک انجام شود؟ و یا چرا انجام نشود؟ و اینکه در هردو صورت منتج به چه نتیجه­ای خواهد شد؟


در دهه­ی شصت وقتی این بحث پیش آمد مخالفت هایی با آن شد که از جمله­ی آن امام خمینی بود که مخالف تفکیک جنسیتی بودند. در حالت کلی نیز چون تعداد دانشگاه­ها، دانشکده­ها و ظرفیت آن­ها به لحاظ پذیرش دانشجو پایین بود و از طرفی تعداد دخترانی که در دانشگاه­ها حضور داشتند نیز بسیار کم بود، عملاً بخاطر دلایل فوق و کمبود اساتید و هزینه­های بالا کار تفکیک غیر ممکن بود. اما از سوی دیگر برخی معتقد بودند حضور دختران و پسران جوان در یک محیط خوشایند نبوده و در دراز مدت موجب انحراف اخلاقی آنان شده و ایشان را از مسیر اصلی علم آموزی منحرف می کند.


در دهه­ی هفتاد با افزایش دانشگاه­ها و دانشکده­های کشور و افزایش ظرفیت آن­ها و گسترش دانشگاه آزاد که از دهه­ی شصت شروع شده بود وآغاز به کاردانشگاه پیام نور وضعیت فرق کرد. در این دوران وزارت علوم بدون اینکه در جذب دانشجو بصورت کارشناسانه عمل کند، و با توجه به اینکه حقوق دختران و پسران در دانشگاه­ها می بایست برابر باشد!!!، اقدام به جذب بی­محابای دانشجو نمود که این امر تا به امروز نیز همچنان ادامه دارد.


در این اقدام عجیب، وزارت علوم بجای اینکه در پذیرش دانشجو بصورت جداگانه عمل نماید، این مهم را بصورت کلی انجام می دهد. این موضوع منتج به این نتیجه شد که سیلی از دختران بی جهت وارد دانشگاه­ها شوند و تعداد پسران کم شود. به این عبارت که پسران و دختران تا مقطع دیپلم بصورت مساوی موفق به اخذ این مدرک می شوند، اما برای ورود به دانشگاه پسران فقط یک یا دو سال وقت دارند و می بایست به خدمت سربازی بروند که با این اتفاق نیمی از آن­ها از رده­ی تحصیلی خارج می شوند و پس از اتمام خدمت نیز جذب بازار کار می گردند اما دختران فرصت بیشتری برای ورود به دانشگاه دارند.


از دهه­ی هفتاد تا به امروز ورود دختران به دانشگاه­ها چنان پر شتاب بود که متأسفانه هم­اکنون حدود 60 درصد از دانشجویان کشور را دختران تشکیل می­دهند که این موضوع در هیچ جای دنیا نظیر ندارد و


حال بی تعارف باید عرض کرد، وقتی ورود به دانشگاه به همین راحتی شده که البته کسی با راحتی آن مشکلی ندارد، و از طرفی تعداد دانشجویانی که در دانشگاه­ها به کار علمی می پردازند کم­ترشده و چون جو دانشگاه­ها به خاطر تعداد زیاد دختران در آن، جوی دخترانه گردیده که این موضوع به لحاظ روانشناسی خواه نا خواه محیط دانشگاه­ها را احساسی و کم خِرد کرده که موجب بروزانحرافات اخلاقی شدید در دانشگاه­ها شده است می بایست فکری در تفکیک جنسیتی کرد. البته من به دانشجویان عزیز جسارت نمی کنم اما همه­ی ما می دانیم که این مسئله غیر قابل انکاراست. از طرف دیگر این اتفاق یعنی حضور بیش از اندازه­ی دختران در دانشگاه­ها خواه­ناخواه در دراز مدت موجب بروز تفکرات فمینیستی رادیکال می شود که برای کشور بسیار مضر است. تمامی مسائلی که گفته شد موجبات نگرانی برخی از برنامه­ریزان کلان کشور و روحانیون را فراهم آورده است که آنان طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه ها را ارائه داده اند.


اما کارتفکیک جنسیتی دانشگاه­ها، از یک طرف، بخاطر هزینه­های بالا و زمان بر بودن آن که موجب رکود تولید علم در کشور می شود و ازطرف دیگر، اینکه نسل آینده می بایست زندگی در فضای سالم در کنار جنس مخالف را به درستی بیاموزد، طرح درستی نیست.


 ولی اگر تفکیک درپذیرش دانشجو صورت بگیرد، یعنی طبق ظرفیت دانشگاه­ها بصورت جداگانه دانشجو پذیرش شود بطوری که حضور جنسیتی در دانشگاه­ها برابر باشد و یا در بهترین حالت پذیرش دختران بخاطر اشغال بیهوده­ی صندلی­های دانشگاه­ها کم­تر باشد، البته بجز در رشته­های خاص مثل پرستاری یا پزشک زنان و... نتیجه­ی بسیار بهتری خواهد داشت. ضمناً بجای اینکه هزینه­های هنگفت جهت تفکیک جنسیتی دانشگاه­ها انجام شود، می توان با هزینه­ی کمتر در دانشگاه­ها فرهنگ سازی انجام داد و هزینه­های دیگر را صرف تحقیقات و بالاتر بردن بار علمی دانشگاه ها کرد تا اینکه دانشگاه­ها از بنگاه ازدواج مجدداً به دانشگاه تبدیل گردد.


  

29/8/90
10:23 ص

چندی پیش در خبرها آمده بود که هیأتی از دولت جدید مصر که به ایران آمده بود در بعضی همکاری های فیمابین ، از جمله حضور سالانة پانصد هزار گردشگر ایرانی در مصر، با مسئولین کشور ما به توافق رسیده است که این موضوع با افتخار فراوان توسط گویندة خبر اعلام می شد. البته کشور ما با دیگر کشورهای عربی از جمله عربستان ،عراق ،امارات ، سوریه ، لبنان و... نیز چنین قرادادهایی دارد. اما موضوعی که در اینجا اهمیت دارد، این است که همانطور که سالانه صدها هزارو چه بسا میلیون ها گردشگر ایرانی به این کشورها با انواع تبلیغات فریبنده و بعضاً بصورت قاچاقی ، مسافرت می کنند تا بازار این کشورها از رونق نیفتد ، آیا اتباع کشورهای عربی هم به همان نسبت به ایران سفر می کنند؟ سوای از اینها آیا ایرانیانی که به این کشورها می روند ، به خصوص زنان و دختران در امنیت کامل هستند و از سوی نیروهای امنیتی کشورهای فوق حفاظت می شوند؟ اینجا مد نظرم بیشتر زنان و دختران ایرانی است . اگر عربستان را در نظر بگیریم  و بگوییم که آنها اکثریت شیعه ندارند که به شهرهای مذهبی ایران مسافرت کنند و عراق را هم که با کمی اغماض بگوییم که به اندازة یک دهم زائرین ایرانی که به عراق می روند، عراقی ها به شهرهای مشهد و قم مسافرت می کنند ، می توان خود را کمی قانع کرد.اما با توجه به اینکه طبق این قراردادها که می بایست دو طرفه باشد، که در عمل نیست ، در مقابل صدها هزار ایرانی ای که سالانه به امارات می روند ، تا بازار این کشور رونق داشته باشد ، واقعاً شما تا بحال چند گردشگر اماراتی را در ایران دیده اید؟ سوای از اینها چه لزومی دارد که سالانه این همه ایرانی به خصوص زن و دختر به امارات بروند؟ آنهم دختر دانشگاه رفتة ایرانی!!! که از به اصطلاح روشنفکری غربی !!! فقط بی بندوباری اخلاقی اش را خوب آموخته است و حجب حیا و عفت را به محض رسیدن به آن کشورها به لجن کشیده است. شاید بگویید دختر ایرانی احتیاج به گردش دارد .خب درست است ، اما چرا دختر ایرانی به کشورهای آسیای میانه که پر از آثار فرهنگی است سفر نمی کند؟ شاید بگویید : آن کشورها به راحتی ویزا نمی دهند. چرا نمی دهند ؟ مگر از گردشگر بدشان می آید؟ اگر در مورد حضور گردشگر مشکلی وجود دارد پس چرا اعراب به این راحتی به ایرانی ها به خصوص دختران ویزا می دهند و آنان را با آغوش باز می پذیرند؟ شاید بگویید اینقدر هم که می گویی دختران گردشگر ایرانی بد نیستند. اگر اینطور هست دختران ( دانشجو) ایرانی در عربستان چه کار کردند که دولت عربستان حضور دختران ایرانی بدون محارم ذکور را ممنوع کرده است؟ لابد آنها می خواستند ما را ضایع کنند.


نکته دیگراین است که چطور دولت ما به دخترانِ تنها اجازة خروج از کشور را می دهد؟ شاید بگویید: نمی شود دختران را حبس کرد یا حقوق زنان!!! را پایمال کرد و یا حقوق بشر را زیر پا گذاشت ، آنوقت کشورهای دیگر مارا محکوم خواهند کرد. پس اگر اینطور است چطور کشور مالزی خروج دختران را بدون همراهی محارم ذکور ممنوع کرده است و هیچ اتفاقی هم نیفتاده است ؟


با امضاء چنین قردادها و اجازه دادن به دختران برای رفتن به کشورهای عربی است که آبروی ایرانی که هر دم ، دم از غیرت می زند در کشورهای حاشیة خلیج فارس ، بقولی به " جاروب هدم بر باد رفت ". دو مثقال آبرویی هم که در سوریه و لبنان داشتیم ، آنهم در حال دود شدن است. الان هم فقط چشم مصریها و کشورهای شمال آفریقا به دختران ایرانی روشن نشده بود که آنهم خواهد شد.


برای اینکه بیشتر متوجه قراردادهای فیمابین در بخش گردشگری شوید و به اخلاق ایرانیان مؤنث بیشتر پی ببرید، یک تحقیقی در مورد وضع دختران ِ به اصطلاح گردشگرایرانی در کشورهای عربی بفرمایید و بعد هم به اماکن توریستی کشور ما هم سر بزنید و ببنید چند دختر عرب از کشورهای عربی در آن اماکن می بینید؟ و اگر هم دیدید ، لطفاً به نوع پوشش و آرایش آنها هم توجه کنید ، گناه نگاه به نامحرم هم در این خصوص بر عهدة من ، آنوقت همه چیز بر شما روشن خواهدشد.. آنگاه شاید متوجه شوید که قوانین ما چگونه آبروی مارا می برند. آنگاه متوجه خواهید شد چگونه آستانة تحمل ایرانیان را بالا می برند تا در آینده یکی از فاکتورهای دفاع از کشور یعنی دفاع از ناموس کم رنگ شود. آنگاه متوجه خواهید شد که از ایرانیان چگونه غیرت زدایی می شود. شاید متوجه شوید که چرا دختر ایرانی گران ترین دختر مراکز فحشا در کشورهای عربیست در صورتی که هیچ مزیتی از لحاظ چهره و فیزیک که برای فاسدان مهم است ، بر دیگر دختران با ملیتهای دیگر ندارد. آنوقت متوجه خواهید شد که اعراب که کینه دیرینه از ما دارند و در جنگی که به ما تحمیل کردند و در آن شکست خوردند، چگونه از ایرانیان انتقام می گیرند. آنگاه متوجه خواهید شد که چرا شیوخ و شیخ زاده های عرب در جذب دختران ایرانی چه بصورت قانونی و چه بصورت قاچاقی به کشورهای عربی فعالیت می کنند.


شاید بگویید: ای بابا تو چقدر بد بینی . آنطور هم که می گویی نیست.اما متأسفانه همه چشمها را به روی واقعیت ها بسته اند و فردا همة این اتفاقات تاریخ می شود و موجب سرافکندگی آیندگان ما ، اگر غیرتی برایشان باقی بماند . درپایان هم اگراین مطالبی که گفتم برایتان اهمیتی نداشت و اینها را گذاشتید به حساب تفکرات قرون وسطایی من یا هر چیز دیگر، مطلبی از امام علی (ع) می گویم و تمام ؛ زمانی که لشکریان معاویه وارد شهر انبار شدند ،امام فرمود : " به من خبر رسیده که لشکریان آن کافر وارد شهر انبار شده اند و خلخال از دست و پای زنان مسلمان و غیر مسلمان ربوده اند ... اگر مرد مسلمانی این خبر را بشنود و از غصه دق کند و بمیرد ، بر او چه جای ملامت است؟ "


  

22/4/90
10:39 ص

غارت


 


دوره ی قاجار


 


خاطرات اعتمادالسلطنه :


 


" فرانسه ها در شهر قدیم شوش که در خوزستان است زمین کنی کرده اند. در عمارت دراز دست کیانی خیلی اسباب نفیس از قبیل مجسمات طلا و قوچ های طلا از خاک بیرون آوردند....... از قرار شنیدم طلوزان امتیاز زمین کنی و طلا شویی تمام ایران را گرفته است."


 


خاطرات حاج سیاح:


 


" من مملکتی را بدبخت تر و ملتی را ذلیل تر از مملکت ایران و ملت ایران در هیچ جا ندیدم. در ممالک دنیا جزئی ، آثار از کسی غیر معروف را با کمال اهتمام حفظ می نمایند سهل است ، آثار قذیمه ی ممالک دنیا را با خرجهای بسیار به ممالک خود حمل می کنند و تاریخ آن و صاحبان آنها را با دقتی محیرالعقول کشف و ثبت می کنند و افتخار خود را به این امور می دانند."


 


 


 


دوران پهلوی :


 


دکتر نگهبان ( مروری بر پنجاه سال باستان شناسی در ایران ) :


 


اواخر زمستان سال 1337 که با دانشجویان رشته ی باستان دانشگاه تهران به دشت خوزستان رفته بودیم ... برای دیدن عملیات حفاری هیات فرانسویها تپه ی چغا زنبیل رفتیم. در بدو ورود به پرفسور گیرشمن {رئیس هیات حفاری فرانسوی در ایران} اطلاع دادیم ....یکی از دانشجویان سوال نمود : در حفاری ها همیشه یک نفر نماینده و بازرس اداره کل باستان شناسی وجود دارد ، ولی امروز در اینجا بازرس اداره کل باستان شناسی را ندیده اند؟


آقای پرفسور گیرشمن با تبسم خاص و کنایه داری پاسخ داد: " ما با بازرس اداره کل باستان شناسی قرار خاص داریم. بازرس {اداره} باستان شناسی در تهران می ماند و فوق العاده ماموریت می گیرد و ما در اینجا آزادانه هر کاری بخواهیم انجام می دهیم."


 


از طرفی دیگر در حالی که یکی از اهداف صهیونیست ها در همه ی دوران قاچاق ، فروش و تخریب اشیاء و آثار فرهنگی ملل است ، در ایران دوران پهلوی عوامل صهیونیسم بین الملل ، یعنی بهائیت و فراماسونری ، با سازمان دهی و برنامه ریزی از پیش تعیین شده مشغول غارت آثار و اشیاء فرهنگی و باستانی کشورمان بودند بطوری که عباس افندی ، یکی از سران بهائیت معتقد بود ، سرزمین ایران از نظر منابع باستانی و عتیقه جات بسیار غنی است و ما هر چه از ایران ببریم باز هم تمام نمی شود. البته این صرف نظر از این موضوع است که بسیاری از باستان شناسانی که در ایران حفاری انجام داده اند یهودی هستند . مثل گیرشمن ، هرتسفلد ، استروناخ، و...


 


واما امروز:


 


دهه ی اول انقلاب که کشور درگیر بحران های انقلاب و جنگ بود و مدیران بر مقوله ی فرهنگ و باستان شناسی و قاچاق اشیاء عتیقه از ایران تمرکز نداشتند، بنابراین غارت آثار از ایران ادامه پیدا کرد.دهه ی هفتاد هم دوران دولت سازندگی بود که در این دوران مافیای داخلی قاچاق اشیاء فرهنگی نمود پیدا کرد .(البته طبق شایعاتی که بین مردم رواج داشت!!!؟) بعد هم دولت اصلاحات و گفتگوی تمدنها روی کار آمد که تعامل با غربیها در دستور کار بود بنابراین پای سفارتخانه های خارجی به خصوص سفارتخانه های انگلوساکسونی نیز به بازار خروج آثار باستانی از ایران باز شد و جالب اینکه رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی گفته بود : من از این کار خوشم نمی آید ، -منظور ریاست سازمان بود- لابد برای آقای رئیس غارت این آثار هم مهم نبود.


در سالهای اخیر هم سازمان های میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی که هریک به خاطر سود آوری و حیاتی بودنشان می بایست دارای وزارتخانه ای جداگانه باشند در هم ادغام شدند و هر جا هم که بودجه کم بیاید بلافاصله از بودجه ی سازمان فوق که بخاطر طولانی بودن نامش، در اینجا از مخفف آن "سر" استفاده می کنم کسر می شود. به اداره یا سازمانی بنام باستان شناسی هم که الحمد الله نیاز نداریم. سفارتخانه های خارجی هم که در کنار کارهای دیپلماتیک، پنج تن ، پنج تن اشیاء فرهنگی ما را خارج می کنند .در سراسر ایران بسیاری از مردم حفاری غیر مجاز را بعنوان شغل دوم خود برگزیده اند. و جالب اینکه محوطه های باستانی را بهتر از سازمانهای ذیربط می شناسند. اندک کشفیات سازمان "سر" هم که به نمایش در نمی آید. در بخش فرهنگ سازی هم که صداو سیما ، آموزش پرورش و آموزش عالی سنگ تمام گذاشته اند ، البته در آموزش خاله زنک بازی و عشق و عاشقی ... نه فرهنگ و موضوعات آن. از آن سوی مرزها هم که با دستاویز قرار دادن اتفاقات مشکوک تاریخی ، هر روز حربه ای به سمت ما پرتاب می شود.در بیشترمحوطه های باستانی کشور حتی در صد متری تخت جمشید و بیخ گوش یگان حفاظت حفاری غیر مجاز انجام می شود. تاریخ خوانده ها و باستان شناسان ما هم که رو به مسافر کشی آورده اند. سازمان "سر" ما هم که محل جمعی کارمند زن و مرد بی تفاوت است.دستگاه های فلزیاب هم که براحتی عرضه می گردد بطوری که از روی قوطی کبریت گرفته تا سر در سرویس های بهداشتی عمومی می توان تبلیغ آنرا دید. نمی دانم مگر در ایران چقدر معدن فلزات وجود دارد که اینقدر کمبود فلزیاب در آن حس می شود؟ احتمالا این فلزیاب ها برای گنج یابی!!! استفاده نمی شود. شاید....


  

29/4/89
11:3 ص

آرامگاهَ


پنج شنبه ی گذشته پس از نزدیک به 10 سال به همراه یکی از دوستان جوانم به آرامگاه کهن شهرمان رفتم تا هم فاتحه ای برای برخی از دوستان و بستگانم که در این قبرستان آرام گرفته اند بخوانم و هم یادی از مرگ کنم و هم اینکه دوست جوانم یکی از دوستانش را در آنجا ببیند.


خورشید در حال غروب بود و هوا کمی خنک شده بود.جمعیت زیادی به آرامگاه آمده بودند ، به گونه ای که بر سر هر گوری فرد یا گروهی نشسته بودند تا یادی از عزیز از دست رفته شان بکنند و یا شاید یادی از مرگ !!!


در آنجا مردی را دیدم که پس از هفت سال از درگذشت پسر جوانش با پیراهن مشکی برایش عزاداری کرده و خیرات می کرد . در سمتی دیگر زن جوانی را دیدم که سر قبر همسر جوانش مویه می کرد. مادر پیری را دیدم که خود را بر گور دختر جوان مرگش که به تازگی به قتل رسیده بود پرت کرد و از هوش رفت. آنطرف تر زن جوانی بر گور کودک خردسالش می گریست.در کنار گور پدری پسر و دختر جوانی نشسته بودند و می خندیدند! در گوشه ی آرامگاه تعدادی صندلی چیده بودند و گروهی با چشمانی گریان کنار قبری نشسته بودند و یک نفر نیز با صدایی حزن آور مداحی می کرد و مصیبت می خوانند.بخش دیگری از آرامگاه اتاقهایی با اشکال زیبا ساخته شده و روی ورودی آنها نوشته شده آرامگاه خاندان ... اکثر کسانی که به قبرستان در بودند با گل و شیرینی آمده بودند و یا به مردم شربت و بستنی تعارف می کردند.زنی را دیدم که لباسی کهنه برتن داشت و کودکی که فقر از سرو رویش می بارید همراهش بود . او نایلونی را زیر چادرش پنهان کرده بود و از هر کسی که شیرینی و بستنی می گرفت در آن می گذاشت تا با خود ببرد. با همه ی این حالات باز هم نمی شد خود را در یک قبرستان حس کرد چون زنان و دخترانی که به آنجا آمده بودند چنان خود را گریم (آرایش) کرده بودند که اگر لباس های مشکی و قبر های زیر پا نبود یک آن حس می کردی که به یک عروسی دعوت شده ای . از طرفی برخی از دختر ،پسرهای عاشق!!! برای عبرت آموزی و یاد آوری معاد در قبرستان قرار گذاشته بودند تا در حاشیه امنیت و در کنار اهل قبور پیمان عشق ببندند . به خودم خدا رو شکر که فرهنگسازان و مروجین دینی ما چقدر خوب کار کرده اند که جوانان ما همیشه به فکر آخرت خویش هستند. الحمدالله. در همین اوضاع و احوال هر چند دقیقه یکبار از بلند گوی آرامگاه اعلام میشد :همشهریان عزیز با پر کردن برگه های سوال وتحویل آن به دفتر آرامگاه جایزه دریافت کنید!؟ به هر حال پس از خواندن فاتحه برای شادی روح درگذشتگان از کنار مزار خاموش جوانان شهید (مردان راستین) که فقط چند نفر پیرزن در آن فسمت نشسته بودند نیز گذشتیم تا دوست جوانم به دیدن دوستش که سال پیش برادرش را از دست داده بود و هر پنج شنبه بر سر مزارش می آمد برویم. دوستم از دور قبری را نشان داد و گفت آنجاست ، و دو نفری به آن سمتی که اشاره کرده بود رفتیم . نزدیک قبر شدیم اما رفیق دوستم را ندیدم . در کنار آن قبر فقط دختر جوانی نشسته بود که پس از دیدن ما گل از گلش شکفت و پس از اینکه از جایش برخواست با ما سلام و احوال پرسی کرد. من ساده هم تا آن لحظه متوجه نشده بودم که منظور از دوست ، همین دختر خانم بود که رفیق جوانم برای دیدنش به آرامگاه آمده بود. بعد از لحظه ای دوست جوانم مرا به دوست دخترش معرفی کرد و آن دختر خانم را نیز به من. نگاه معنا داری به اوکردم به گونه ای که از خجالت صورتش مثل انار سرخ شد . تا به حال چنین رو دستی نخورده بودم. اما پس از چند لحظه که کنترلم را بدستم آوردم به خودم گفتم این دختر و پسر جوان چه تقصیری دارند؟وقتی کسی نیست که آنها را راهنمایی کند چه جای ملامتی بر آنهاست ؟ وقتی اخلاق اجتماعی جامعه ی ما به خصوص جامعه ی زنان ما رو به قهقرا می رود آنها چه گناهی دارند؟ وقتی که تفکر دانش آموز دبیرستانی ما شده ارتباط با جنس مخالف آنها چه تقصیری دارند؟ وقتی که دانشگاههای ما شده اند مراکز فساد و فحشا و همه چشمان خویش را بر روی این موارد بسته اند و نمی خواهند واقعیات را قبول کنند، آنها چه گناهی دارند؟و......... خلاصه بدون هیچ حرفی از آرامگاه بیرون آمدم و با خودم گفتم ده سال دیگر که به این آرامگاه برگردم( اگر زنده بودم ) چه چیزهایی خواهم دید خدا می داند.


  

20/2/89
11:38 ص

در این بخش منابع کارشناسی ارشد رشته ی علوم  سیاسی را برای دوستداران این رشته ارائه داده ام. این فهرست از دانشگاه تهران تهیه شده و کاملا موثق است . امیدوارم کمکی برای عزیزان علاقمند باشد.

منابع کارشناسی ارشد رشته ی علوم سیاسی


 


 


زبان انگلیسی- ضریب1


Oxford politics  ......................................................................................oxford


International Relation dictionary .........................................................plano


زبان تخصص عتوم سیاسی (ج1 و2).................................................................داورپناه


انگلیسی اختصاصی حقوق و عتوم سیاسی...........................................................داور پناه


مبانی علوم سیاسی- ضریب2


بنیادهای علم سیاست.......................................................................................دکتر عالم


مبانی سیاست.................................................................................................دکتر ابوالحمد


اصول علم سیاست..........................................................................................دکتر قاضی


سیاست به مثابه علم.........................................................................................دکتر صلاحی


آموزش دانش سیاسی ......................................................................................دکتر بشیریه


سیاست و حکومت جدید...................................................................................دکتر عالم


مقدمه نظریه سیاسی........................................................................................دکتر عالم


جامعه شناسی سیاسی-ضریب1


درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی........................................................................دکتر نقیب زاده


جامعه شناسی سیاسی .......................................................................................دکتر بشیریه


بایسته های جامعه شناسی سیاسی........................................................................دکتر قاضی


نگرشی بر جامعه شناسی سیاسی.........................................................................دکتر ابوالحسنی


تحولات سیاسی،اجتماعی ایران-ضزیب1


سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران................................................................دکتر ازغندی


تحولات سیاسی و اجتماعی ایران........................................................................دکتر ازغندی


تاریخ روابط خارجی ایران( 20 تا 57 )..............................................................دکتر ازغندی


نخبگان سیاسی ایران بین دو انقلاب.....................................................................دکترازغندی


ما چگونه ما شدیم............................................................................................دکتر زیبا کلام


سنت و مدرنیته................................................................................................دکتر زیبا کلام


مقدمه ای بر انقلاب اسلامی ..............................................................................دکتر زیبا کلام


تحولات سیاسی اجتماعی ایران......................................................................... دکتر زیبا کلام


ایران بین دو انقلاب..........................................................................................آبراهامیان


مقاومت شکننده...............................................................................................جان فورد


در آمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران...............................................................دکتر ازغندی


اندیشه های سیاسی (غرب و اسلام)-ضریب1


تاریخ فلسفه سیاسی در غرب(2جلدی)..................................................................دکتر عالم


تاریخ اندیشه های سیاسی در غرب ......................................................................دکتر طاهری


تاریخ اندیشه های سیاسی در قرن بیستم.................................................................دکتر قادری


تاریخ اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران............................................................دکتر قادری


تاریخ اندیشه های سیاسی غرب در قرن بیستم.........................................................دکتر صلاحی


تاریخ اندیشه های سیاسی در قرن بیستم (2 جلد )....................................................دکتر بشیریه


نظام سیاسی و دولت در اسلام.............................................................................دکتر فیرحی


قدرت ،دانش و مشروعیت در اسلام.....................................................................دکتر فیرحی


تاریخ تحول دولت در اسلام................................................................................دکتر فیرحی


نقد و بررسی آثار بزرگ سیاسی سده بیستم.............................................................دکتر عالم


جهان سوم و مسائل آن-ضریب1


مسائل سیاسی و اقتصادی جهان سوم.................................................................دکتر ساعی


درآمدی بر شناخت مسائل اقتصادی و ...جهان سوم..............................................دکتر ساعی


توسعه در مکاتب متعارض.............................................................................دکتر ساعی


نظریه های امپریالیسم....................................................................................دکتر ساعی


اقتصاد سیاسی بین الملل................................................................................دکتر ساعی


جهانی شدن و جنوب.....................................................................................دکتر ساعی


تئوری توسعه و سه جهان...............................................................................دکتر موثقی


کارتلهای چند ملیتی .....................................................................................دکتر الهی


امپریالیسم ..................................................................................................دکتر الهی


اقتصاد سیاسی ایران....................................................................................دکتر کاتوزیان


فرهنگ سیاسی ایران...................................................................................دکتر سریع القلم


عقلانیت و آینده توسعه یافتگی در ایران............................................................دکتر سریع القلم


نظامهای سیاسی تطبیقی-ضریب1


سیاستهای مقایسه ای .................................................................................دکتر قوام


چالشهای توسعه سیاسی .............................................................................دکتر قوام


چهار چوبی برای بررسی سیاست تطبیقی.......................................................(ترجمه) طیب


مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
صفحه‌های دیگر
دسته بندی موضوعی
 
مازندران ، ایران ، خلیج فارس ، نفت ، هاشمی رفسنجانی ، هخامنشیان ، مسئولین ، کسروی ، داریوش ، امارات متحده عربی ، ساری ، ساسانیان ، صفوی ، اعراب ، فساد ، قاجار ، تاریخ ، تاریخ اسلام ، تاریخ ایران ، تاریخ مشروطه ، تنگه هرمز ، جزایرخلیج فارس ، جمهوری اسلامی ، جنگل خوران ، جنگلهای شمال ، حکومت مذهبی ، حکومت ملی ، خانمها ، تخریب محیط زیست ، تروریست ، تن فروشی ، تنب بزرگ ، تنب کوچک ، ایران باستان ، ایرانی ، باغداری ، ببرمازندران ، برنجهای آلوده ، بزگراه تهران-شمال ، بهشهر ، بی بی سی ، بیانی ، پول سیاه ، .معانی فارسی لغات عربی دبیرستان . ، آثار فرهنگی ، آذربایجان ، آهن ، ابو موسی ، احمدی نژاد ، ارگانهای دولتی ، اروندرود ، استرابن ، استعمار ، اسلام ، اسلام و ایران ، اشکانیان ، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، کارشناسی ارشد تاریخ ، کتیبه ی بیستون ، کرمان ، کروبی ، فوتبال ، اقتصاد ، صنعت چوب ، صیانت از جنگلها ، طبری ، عرب ، عربی ، علوم سیاسی ، فارسی ، فتنه ، فحشا ، فرح دیبا ، سنتو ، سیاست و اقتصاد ، سیاسی ، سیستمهای حکومتی ، شورش ، انتخابات ، انقلاب اسلامی ایران ، انقلاب سفید ، انگلیس ، اوباش و اراذل ، دانشگاه ، دختران ، دختران ایرانی ، دروغ ، دریای عمان ، دریای فارس ، دشمن ، رضایی ، زبان ، زبان فارسی ، زرین کوب ، زمین خواری ، سادات ، کشاورزی ، کشتی ، کشورهای عربی ، کمبریج ، کنکور ، کودتای 28مرداد ، گویش مازندرانی ، مادها ، مسلمان ، مصر ، مغول ، منابع ، منابع کارشناسی ارشد ، نظامی ، مازندرانی ، مازیار ، مالیات ، مرکبات ، هوتو ، یونان ، هخامنشی ، هاشمی ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 

ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ