سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
مسابقه وبلاگ نویسی بصیرت و اتحاد جهان اسلام
ما را حقى است اگر دادند بستانیم و گرنه ترک شتران سوار شویم و برانیم هر چند شبروى به درازا کشد . [ و این از سخنان لطیف و فصیح است و معنى آن این است که اگر حق ما را ندادند ما خوار خواهیم بود چنانکه ردیف شتر سوار بر سرین شتر نشیند ، چون بنده و اسیر و مانند آن . ] [نهج البلاغه]

جنگلهای مازندران:

اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

در جمهوری اسلامی ،حفاظت از محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند وظیفه ی عمومی تلقی می گردد.از این رو فعالیتهای اقتصادی که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است.

ظاهرا اصل پنجاهم قانون اساسی در مورد استان مازندران صدق نمی کند و هر فرد حقیقی یا حقوقی و یا هر ارگان دولتی اراده کند می تواند به محیط زیست این استان که جنگل سرآمد آن است تجاوز کرده و آنرا از بین ببرد و یا تصاحب کند.جنگلهای شمال ایران جزء میراث طبیعی بشر و از جنگلهای کم نظیر به لحاظ وجود گونه های گیاهی است و جزء جنگلهای مدیترانه ای معروف به هیرکانی و با درختان پهن برگ خزان کننده است. این جنگلها که به نوعی تولید کننده ی آب منطقه ی شمال ایران نیز هستند در طی هزاران سال تامین کننده ی مایحتاج جنگل نشینان وروستاهای حاشیه جنگل بوده اند.بطوری که همزیستی مسالمت آمیزی بین آنان و جنگل پدید آمده بود و اهالی استانهای شمالی هیچگاه در پی تخریب جنگل به معنای امروزی آن برنیامدند اما متاسفانه از سالهای پس از انقلاب چنان بلایی بر سر این جنگلها آمده است که دیگر از زیر بار این تخریبهای زیست محیطی کمر راست نخواهد کرد.برای این که خوانندگان گرامی بیشتر متوجه این فاجعه شوند آماری ارائه می کنم : مساحت جنگلهای صنعتی ایران یعنی جنگلهای سه استان شمالی در سال1354 خورشیدی برابر 5/6 میلیون هکتار بوده است که این مقدار در سال 1375 به یک و نیم میلیون هکتار کاهش یافته است  که سهم استان مازندران فقط 900 هزار هکتار است.توجه کنید در طی 34 سال اخیر چه بلایی بر سر جنگلهای شمال آمده است که اینگونه موجب نابودی آن گردیده است.شاید فکر کنید که افزایش جمعیت و نیاز به زمین موجب چنین تخریبهایی شده است . درست است اما این اتفاق سهم اصلی در این نابودی ها را نداشته است درحالی قوانین نادرست ،اجرای طرحهای بدون کارشناسی ، ارگانهای دولتی ، کارا نبودن سازمانهای ذیربط و مسئولین، آزاد گذاشتن کارخانه های وابسته به چوب در تخریب جنگلها و بسیاری از موارد دیگر در این فاجعه ی زیست محیطی دخیل بوده اند……ادامه دارد…